۱. هدف رو روشن بگید بعد آزادی عمل بدین

سبک رهبری بعضی از مدیران بزرگ، مستبدانهه. بعضی از اونا نمونه روشن یک رهبر ظالم هستن، بعضی هم تا اونجا جلو رفته ان که لقب دیکتاتور رو از اون خود کردن. نمونه اش همین آقای استیو جابز خودمون. شاید فکر کنین چون آقای جابز و شرکت اپلش اینطور موفق هستن، دیکتاتور بودن یک اصل کلیدیه. با همه احترامی که واسه ایشان قائلم باید بگم نه! اونم یک نه ی قوی و محکم، از اونایی که هیچ تبصره ای به «آری» تبدیل شون نمی کنه.

کتابی هست به نام «In Search of Excellence» خیلی جدید نیس، ولی چیزای زیادی واسه گفتن داره. در این کتاب دو مشاور دلیل عظمت شرکتای بزرگ رو بررسی کردن. اونا میگن راز موفقیت این سازمانا چیزی دقیقا خلاف رهبری مستبدانهه؛ آزادی عمل. در خیلی از این شرکتا این رهبر نیس که تصمیم میگیره، بلکه فرد متخصصیه که کار بهش سپرده شده. رهبر فقط می گه من می خوام به فلان هدف برسم. دیگر این متخصصه که باید با خلاقیت خودش راه رسیدن به هدف رو پیدا کنه. نکته ظریف این نوع از رهبری، اعتمادیه که رهبر به متخصصانش داره.

۷ اصل کلیدی رهبری که در بهترین کتاب های این بخش می خونین  آموزشی

ال.دیوید مارکت (L. David Marquet) فرمانده ی سابق دریایی، در کتابش با نام «Turn the Ship Around» همین معنی رو با عنوان سیستم «رهبر-رهبر» معرفی می کنه.

به جای داشتن تیمی وابسته که اعضای اون نیازمند تعیین تکلیف از طرف شمان، می تونین افرادتان رو به نحوی تشویق کنین که گزینه های ممکن رو بررسی کنن، یکی رو انتخاب کنن و درباره اون به شما گزارش بدن. اینطوری که صحبت خود رو با جمله «من قصد دارم» شروع می کنن و اون وقت نقش شما تنها اینه که با گفتن «همین کار رو بکن» تأییدشان کنین. ولی در آخر، مسئول و مبتکر روش انجام کار، همون کارمنده.

مؤثرترین سازمانا، از غولای چند ملیتی مثل آمازون گرفته تا شرکتای کوچیک تازه تأسیس، همه همین روش اعتماد به کارکنان و آزادی عمل رو در پیش گرفتن.

۲. عملگرا باشین

۷ اصل کلیدی رهبری که در بهترین کتاب های این بخش می خونین  آموزشی

جلسات شرکت شما چیجوری ان؟ در آخر به اقدام مشخصی منجر می شن؟ یا فقط با چانه زنی و بحث بی مورد تلف می شن؟ بیشتر جلسات این جور ان. افراد ساعتا با شور و گرما بحث می کنن و در آخر بدون اینکه تصمیمی واقعی بگیرن، بحث خود رو پایان میدن. این دقیقا همون فرهنگیه که باید عوض شه. مسئولیت این تغییر هم بر عهده ی رهبره.

پیترز و واترمن به این موضوع پی بردن که در شرکتای موفق هم رهبران و هم کارکنان، ۱۰۰٪ توجه خود رو بر «انجام دادن کارا» متمرکز کردن. وقت خود رو واسه بحث در مورد اینکه به چه دلیل کارا انجام نمی شن، هدر نمی دن. بلکه تمرکز اصلی شون عملگرایی و ارائه نتایجه. ممکنه بپرسید چیجوری اینجور فضای کاری ای رو به وجود بیاریم؟

جواب اینه که اول اینکه خود شما به عنوان رهبر، باید الگوی بقیه افراد باشین. اینطوری که فهرست کارایی رو که «واقعا باید انجام شن» مشخص کنین.

در کتاب «Getting Things Done» آقای دیوید آلن (David Allen) نکات ظریفی رو مطرح می کنه. مثلا می گه فقط تاریخای مهم رو روی تقویم خود علامت بزنین، مثل قرارهای قطعی. مثلا نوبت ویزیت دکتر یا ضرب الاجل تحویل کار. می گه وظایف روزمره رو در تقویم ننویسید. این کارا رو در فهرست دیگری یادداشت کنین. اون اسم این فهرست رو «اقدام بعدی» گذاشته و می گه کارای روزمره رو در این فهرست بنویسین. چیزایی مثل ایمیل زدن به فلان مشتری یا آماده شدن واسه فلان کار مثل بررسی کارکرد معاونان. اون می گه این کارای روزمره باید یکی پس از دیگری و فورا انجام شن. اینطوری، هم بازده کاری خودتون بیشتر می شه و هم اعضای تیم تون میدونن در هر لحظه باید چه کاری بکننن. اینم یعنی افزایش بهره وری.

۳. ارزش گذاریای الهام بخش رو فراموش نکنین

یکی از الهام بخش ترین چیزها واسه اعضای یک تیم، ارزش هاییه که رهبرشان طبق اون زندگی می کنه. بعضی وقتا دیده شده ارزشای رهبر می تونه کل شرکت رو متحول کنه. آقای چارلز داهیگ (Charles Duhigg) در کتاب «The Power of Habit» همین موضوع رو مطرح می کنه. اون می گه شرکت آلومینیوم آلکوا مثال خیلی خوبی در این مورد. این شرکت در آخرای ده هشتاد دچار مشکلات زیادی شده بود. واسه آزادی از بحران، پل اونیل به عنوان مدیرعامل جدید استخدام شد.

این آقای اونیل به ایمنی کارکنان باور زیادی داشت. بی معطلی پس از شروع کار اعلامیه ای صادر کرد و گفت ایمنی کارکنان باید در بالا اولویتای شرکت قرار بگیره. مقصود اون به کمه کم رساندن حوادث کار بود. گرچه سهامداران خیلی به این اعتقادی نداشتن، ولی آقای اونیل اونا رو مجبور کرد همه فرایندها رو دوباره آزمایش کنن و ایمن سازی بکننن.

نتیجه؟

شرکت به مکانی ایمن تر و سودآورتر تبدیل شد. اینطوری، اعلام اصول و ارزشای شخصی رهبر موجب شد افراد بر چیزی که واقعا مهمه، تمرکز کنن.

۴. واسه رسیدن به رهبری سطح ۵ سعی کنین

۷ اصل کلیدی رهبری که در بهترین کتاب های این بخش می خونین  آموزشی

کارکنان مهم ترین منبع لازم هر کار و کاسبی هستن. تا اونجا که اهمیت شون حتی از رهبر گروه هم بالاتر میره. بهترین رهبر هم کسیه که خودشو در مرکز امور نداند.

آقای جیم کالینز (Jim Collins) یک مشاور مدیریتی برجستهه. اون کتابی داره به نام «Good to Great». آقای کالینز در این کتاب از معنی رهبری سطح ۵ حرف می زنه. اون می گه این معنی، یک نقطه اوجه که رهبران باید در آرزوی رسیدن بهش باشن. این رهبران سطح ۵، رو راست در جهت مصلحت شرکت عمل میکنن. حال چه در طرف رهبر باشن چه به عنوان یکی از اعضای تیم. اونا حتی پس از ترک شرکت هم بهش وفادارند و می خوان سازمان کارش رو خوب بکنه. رهبران سطح ۵ از نظر شخصیتی متواضع هستن ولی روی نتایج تعصب دارن. اونا اعتبارشان رو مرهون موفقیتای شرکت میدونن و نقش خود رو کم اهمیت جلوه میدن، ولی موقع بروز مشکلات، خیلی سریع مسئولیت رو به عهده می گیرن.

۷ اصل کلیدی رهبری که در بهترین کتاب های این بخش می خونین  آموزشی

کالینز در این کتاب از آقای داروین اسمیت عنوان یک مثال برجسته یاد می کنه. آقای اسمیت کسی بود که تونست کیمبرلی کلارک رو به یکی از شرکتای پیشرو در جهان تبدیل کنه. ولی با این حال، آقای اسمیت هیچوقت حاضر نشد تصویرش به عنوان یک قهرمون چاپ شه. اون مثل یک پسر روستایی لباس می پوشید، تعطیلات خود رو صرف کار در مزرعه ویسکانسین می کرد و بیشتر دوستان مورد علاقه اش از بین لوله کشا و برق کاران بودن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ۷ تمرین فن بیان واسه ارائه یک سخنرانی حرفه ای 

منظور من اون نیس که شما در انتخاب لباس یا دوست از آقای اسمیت تقلید کنین، بلکه می خوام مرتبا به خود یادآوری کنین که در درجه اول به فکر منافع شرکت باشین و بعد منافع خودتون.

۵. راه و روش درستی واسه اخراج کارمندان تون پیش بگیرین

صنایع و بازارها به صورتی غیرقابل پیش بینی تغییر می کنن. مثلا صنعتی که همین یک سال پیش ایده آل به نظر می رسین، ممکنه هم حالا بی فایده باشه یا مثلا شاید بعد از یه مدت فهمیده باشین عضو جدیدی که حساب زیادی رویش باز کرده بودین، اون قدرا هم فعال نیس. توجه کنین همه اینا در حالی اتفاق افتاده که شما به عنوان رهبر هرچه در توان داشتین انجام دادین.

در اینجور مواردی، شاید بهتر باشه اجازه بدین فرد گروه رو ترک کنه. هر استخدامی موفق نیس، یک فرد نامناسب می تونه واسه بقیه اعضای تیم و حتی خود رهبر، ویرون کننده باشه. شاید اخراج سریع، مساوی و سخاوتمندانه، بهترین گزینه پیش رو باشه. اینطوری هم از کسب وکار خود محافظت کردین و هم احترام تون پیش بقیه حفظ می شه.

فقط به خاطر بسپارید: هنگام بحران و گذر از شرایط سخت، اخراج کارکنان، اولین گزینه شما نباشه.

شرکت هیولت پاکارد (HP) یک مثال فوق العاده در این مورده. در ده ۱۹۴۰، مدیران این شرکت توافق کردن که نگذارند شرکت شون وضعیت «استخدام و اخراج» داشته باشه. واسه همین در زمان بحران اقتصادی ده ۱۹۷۰ به جای اخراج کارکنان، حقوق کل اعضا رو به میزان ده درصد کم کردن.

اینطوری، این شرکت بدون اینکه کسی رو اخراج کرده باشه، زمان بحران رو گذروند. جای تعجبی هم نداره که وقتی با مدیران شرکت مصاحبه شد ۱۸ نفر از ۲۰ مدیر، کارمند سالاری رو کلید موفقیت شرکت دونستن.

۶. با واقعیت روبرو شید

۷ اصل کلیدی رهبری که در بهترین کتاب های این بخش می خونین  آموزشی

شنیدین که میگن: «با حقیقت روبرو شو»؟ این جمله در مورد یک رهبر بسیار مهمه. کارکنان تون باید این اطمینان خاطر رو داشته باشن که می تونن بدون هیچ دلهره ای موارد بد رو با شما در بین بذارن. این مورد در کتاب «Good to Great» آقای کالینز هم تأکید شده. رهبران خوب فضای صمیمی ای ایجاد می کنن و به کارکنان شون اجازه میدن اخبار بد رو بدون دودلی منتقل کنن. واسه گسترش این فرهنگ، اول از خودتون شروع کنین. اینطوری که هر بعضی وقتا انجام دهنده اشتباهی شدید پبش از اونکه بقیه خودشون بهش پی ببرن، صریحا اشتباهات تون رو مطرح کرده و با بقیه در بین بذارین.

می تونین راهکارهایی فکر کنین و مطمئن شید هیچ حقیقتی از چشم تون مخفی نمی موند. آقای براد استون (Brad Stone) در کتاب «The Everything Store» شرکت آمازون رو مثلا ای واسه این مورد مطرح می کنه. در این شرکت، همه چیز به طور همیشگی بررسی می شه تا واقعیتای نه عالی شناسایی شن. اون وقت این مسائل به بحث گذاشته می شن و واسه رفع اونا چاره اندیشی می شه. شرکت گوگل هم راه حل جالب توجهی واسه کشف حقایق تلخ داره. این شرکت هر هفته جلساتی برگزار می کنه. همه کارکنان در این جلسه شرکت می کنن و مجازند سؤالات خود رو از هرکی که دوست دارن، از بنیانگذاران گرفته تا هیئت مدیره بپرسند. جالب اینکه هیچ منعی واسه طرح هیچ مسئله ای وجود نداره و کارکنان در کمال آزادی هرگونه مسئله ای هرچقدر هم بد رو مطرح می کنن. تنها چیزی که مهمه پی بردن به حقیقته؛ حال چه از راه اعترافات جسورانه و چه از راه جدول و نمودار.

۷. واسه آینده برنامه ریزی داشته باشین ولی انعطاف پذیری رو هم در نظر بگیرین

۷ اصل کلیدی رهبری که در بهترین کتاب های این بخش می خونین  آموزشی

هر سازمانی نیازمند داشتن یک برنامه مشخص و راهبردیه. خیلی از مدیران فکر می کنن برنامه راهبردی اونا باید مراحل کار در ده سال آینده رو به شکل جزئی و مرحله به مرحله مشخص کنه. در دنیای امروز، اینجور برنامه ای عملی نیس. از آنجایی که شرکتا قادر جلو بینی آینده نیستن، برنامه خوب، برنامه ایه که انعطاف پذیر باشه و توانایی یکی بودن با شرایط جدید رو هم داشته باشه.

در کتاب «Good to Great» آقای کالینز این موضوع رو به شکل «راه حل جوجه تیغی» توضیح می ده. به کمک این ویژگی، شرکت میتونه با هم که پیشرفت پیدا میکنه، مرکز توجه خود رو هم تعیین کنه. تصور کنین روباهی می خواد یک جوجه تیغی رو شکار کنه. این روباه حیله گره و واسه گرفتن طعمه، حقهای زیرکانه ای در آستین داره ولی با وجود تموم حیله هاش هیچ وقت موفق نمی شه. اما به چه دلیل؟ جوجه تیغی روش دفاعی ساده ولی شکست ناپذیری داره که در مقابل هرگونه حمله کارسازه؛ اون بدنش رو حلقه کرده و یک توپ نفوذناپذیر تیغ دار ایجاد می کنه.

این مثالی از یک تاکتیک ساده ولی مؤثره که شرکت شما باید از اون پیروی کنه و واسه یافتن اون کافیه به سه سؤال زیر جواب بدین:

  1. ما در دنیا در چی می تونیم بهترین باشیم؟
  2. چی ما رو سر شوق میاره؟
  3. روی چه شاخصه ی اقتصادی مهمی باید تمرکز کنیم؟

لطفا صبور باشین. کالینز پس از بررسی بعضی از موفق ترین شرکتای ده گذشته، یک بازه ی زمانی واسه پیدا کردن معنی جوجه تیغی هر شرکت حدس زده. اون می گه واسه رسیدن به اینجور تاکتیکی به طور متوسط ۲ سال بحث و سعی نیازه. ولی پس از اون، تموم تصمیم گیریای این شرکتا طبق این مفهومه و همین عامل هم موفقیتای بعدی شرکت رو به دنبال داره.

خلاصه اینکه رهبری هیچوقت آسون نیس، ولی میشه به کمک این هفت نکته طلایی از اشتباهات فاحش در مدیریت پرهیز کرد. ولی نمیشه به اونا بسنده کرد و واسه موفقیت بیشتر، مطالعه کتابای بیشتر ضروریه. چه اونایی که اینجا معرفی شدن و چه کتابای خیلی زیاد دیگری که اسم شون اینجا نیامده ولی در این مورد به چاپ رسیدن.

منبع : businessinsider

جلسات کاری رو تبدیل به وسیله موفقیت خود کنین


۳

دسته‌ها: آموزشی