تازگیا به جای کلمه «موفقیت»، ترجیح میدم از عبارت «هنرِ زیستن» استفاده کنم. اینکه با استفاده از تکنیکا و ترفندهایی در آینده ای نامعلوم به چیزایی برسم که در اون آینده نامعلوم به من احساس شادی و خوشبختی بده، واسه من کافی نیس. من احتیاج دارم که هم حالا زندگی ام رو تا حدی که میتونم معنادارتر و غنی تر کنم. «هنر زیستن» قراره به این احتیاج جواب بده و کسی که بتونه این جور زندگی کنه، هنرمند واقعیه.

 

«هنرمندان واقعی کسائی هستن که می تونن سطح زندگی روزمره ی خود رو تا حد یک موهبت الهی بالا ببرن.»

– سارابن برت ناچ

 

 

چه جوری می تونیم سطح زندگی روزمره ی خود رو در حد یک موهبت الهی بالا ببریم؟ چه جوری می تونیم در همین لحظه شادمانی، غنا و معجزه ی هستی رو در درون خود تجربه کنیم؟ امیدوارم پیشنهادهای من که واسه خودم فوق العاده تأثیرگذار بودن، واسه شمام مؤثر واقع شن.

۱. بار زندگی رو سبک کنین

الان زندگی بیشتر ما به مسابقه ای واسه تصرف سریع تر شکلای جور واجور وسایل، جنسا، اعتبار و ارزش اجتماعی تبدیل شده. همیشه به سرعت زیاد و انجام کار بیشتر در زمان کمتر تشویق میشیم. از یادگیری مهارتای تندخوانی گرفته تا شکلای جور واجور مهارتای «یک دقیقه ای»؛ از مدیریت یک دقیقه ای تا میلیونر یک دقیقه ای. دچار یک زندگی فست فودی و پرمشغله شده ایم. معمولا اون قدر پرمشغله و پرکار هستیم که زیستن حقیقی رو فراموش می کنیم.

«روح نمیتونه در زندگی پرسرعت امروزی رشد کنه، چون تحت اثر چیزی قرار گرفتن، فکر کردن بهش و درک کردن و پس رشد کردن، به زمان احتیاج داره.»

– توماس مور

 

 

واقعا چه مقدار از فعالیتای روزمره ی ما ضرورت داره؟ چه تعداد از وسایلی رو که خریده ایم، استفاده می کنیم؟ چیزی که تا الان به دست آوردیم چقدر به غنی تر شدن زندگی ما کمک کرده؟

مارسل دوشان آدم عجیبی بود. اون به درک بسیار عمیقی از نفس هستی و زندگی دست پیدا کرده بود. کتاب «پنجره ای گشوده بر چیزی دیگر» که مصاحبه ای مفصل با اوست بسیار خواندنی و آموزندهه. دوشان می گفت که «نباید بار زندگی رو سنگین کرد.» اونو پدر هنر مدرن می خوندن. ولی به نظر من همونجوریکه خودش هم گفته، هنر اصلی اون زندگی کردن بود. اون به جای اینکه فقط هنرمند باشه، هنرمندانه زندگی می کرد.

«هنر من زندگی کردنه. هر ثانیه و هر نفس کشیدن، یک اثر هنریه که هیچ جا ثبت نمی شه، نه دیدنیه و نه فکر کردنی. یه جور سرخوشی مدامه.»

– مارسل دوشان

 

 

۲. کارای روزمره رو هنرمندانه بکنین

۷ اصل واسه هنرمندانه زیستن آموزشی

شستن ظروف، جارو کشیدن، آشپزی، مسواک زدن و همه امور به ظاهر بی ارزش رو میشه با روحیه و نگرشی هنرمندانه انجام داد. میشه با آرامش، ظرافت و غرق شدن در اون کار، اونو به یک آفرینش هنری تبدیل کرد. در این صورت لذت عمیقی رو از انجام همین کارای عادی تجربه می کنیم. هیچ کاری کوچیک و بی اهمیت نیس. هر کاری می تونه منشأ شادی، لذت و هیجان باشه. همه چیز به این برمیگرده که چیجوری بهش نگاه کنیم. شاید دو سه بار آشپزی در هر روز در کنار هزار و یک کار ریز و بزرگ، واسه یک بانوی خونه دار کاری عذاب آور و توان فرسا باشه. اما اگه اونو به عنوان هدیه و خدمتی عاشقانه واسه همسر و فرزندان خود در نظر بگیره، اونو با شور و لذت انجام میده.

۷ اصل واسه هنرمندانه زیستن آموزشی

آرامش

«زنی که تنها با دست کار می کنه کارگره، زنی که با دست و سر کار می کنه استادکاره و زنی که با دست و سر و قلب کار می کنه هنرمنده.»

– فرانسیس آسیزی

 

 

۳. زندگی رو در اولویت قرار بدین

شمام از آدمایی هستین که یک روزی در آینده قراره زندگی کردن رو شروع کنن؟ بعد از پشت سر گذاشتن کنکور، بعد از فارغ التحصیلی، بعد از استخدام شدن، بعد از ازدواج، بعد از پولدار شدن و چیزای دیگه ای به جز اینا. هیچ زمانی واسه زندگی کردن بهتر از همین لحظه نیس. در هر موقعیتی که قرار دارین، چه در پشت کنکور، چه در زمان دانشجویی، شاغل یا بی کار، مجرد یا متأهل، در سلول زندان یا در ویلای شخصی تون؛ فقط و فقط همین لحظه حاضر واقعیت داره. منظور نبود برنامه ریزی یا سعی واسه آینده نیس. منظور موکول نکردن زندگی به آیندهس. باید خود زندگی رو در اولویت تموم کارا قرار بدیم. اگه اینجور کنیم خیلی از کارا و تقلاهای بی مورد و بی معنا خود به خود کنار خواهند رفت و زندگی مون از غنا و شعف بیشتری بهره مند میشه.

۷ اصل واسه هنرمندانه زیستن آموزشی
۷ اصل واسه هنرمندانه زیستن آموزشی
۷ اصل واسه هنرمندانه زیستن آموزشی

«زندگی اون قدر شگفت انگیزه که فرصتی واسه پرداختن به کارای دیگر باقی نمی ذاره.»

– امیلی دیکنسون

 

 

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ۷ عادت افرادی با هوش هیجانی بالا

۴. واسه خودتون زندگی کنین

منظور از این پیشنهاد، در پیش گرفتن یک زندگی خودخواهانه یا اهمیت ندادن به بقیه نیس. بلکه منظور انتخاب سبک زندگی مناسب و خوب واسه خودمونه حتی اگه خوب بقیه نباشه. اگه با به دست آوردن موفقیت می خواهیم نظر و توجه بقیه رو به خود جلب کنیم، در این صورت به دنبال یک شادمانی گذرا و کاذب هستیم و داریم عمر خود رو تلف می کنیم. خیلی از ما به خاطر خوب بقیه یا مقبولیت اجتماعی شغلی رو انتخاب می کنیم که هیچ علاقه ای بهش نداریم و حتی واسه مون عذاب آوره و مجبوریم چند سال اونو تحمل کنیم. داشتن زندگی اصیل و مناسب، بیشتر از اینکه به امکانات و شرایط وابسته باشه به نگاه و طرز فکر مربوطه. لازمه ی اون اینه که با شناخت عمیق تر خود و روحیات مون، چیزی که رو که واسه ما معنادارتر و لذت بخش تره، پیدا کنیم و زندگی خود رو بر مبنای اون سامان ببخشیم.

۵. داشته هاتون رو ببینین

۷ اصل واسه هنرمندانه زیستن آموزشی

ما معمولا به دنبال چیزایی که نداریم هستیم و وقتی اونا رو به دست میاریم خوشحالی مون دیری نمی پاید و سراغ چیز دیگری میریم. همیشه احساس می کنیم اگه به شغل بهتر، درآمد بهتر و شرایط بهتر برسیم اون وقت واسه همیشه خوشحال هستیم و بعد می تونیم با خیال راحت از زندگی مون لذت ببریم. اما این یک خیال خامه. اگه تحت هر شرایطی که هستین نتونین از همین لحظه لذت ببرین و در همین لحظه شادی، آرامش و خوشبختی پایدار رو احساس کنین، خیلی بعیده که در آینده بتونین اونا رو تجربه کنین. دلیلش اینه که این نگاه به مرور به یک عادت تبدیل شده و باعث می شه که نتونین ارزش، اهمیت و لذت چیزی که رو هم حالا هستین و دارین، ببینین و احساس کنین.

«اگه به اعماق وجود خود دقت کنیم، متوجه میشیم چیزی که رو که آرزو داریم واقعا در اختیارمانه.»

– سیمون میل

 

 

اگه بتونیم چیزی که رو که هم حالا داریم مثل سلامتی، آرامش، درآمد، روابط و چیزای دیگه ای به جز اینا رو ببینیم و قدرشون رو بدونیم و به عنوان موهبت و برکتی مهم اونا رو پاس بداریم، هم زندگی مون لذت بخش تر هستش و هم مقدار بیشتری از اونا رو به دست میاریم.

«گریستم چون کفش نداشتم تا اینکه مردی رو دیدم که پا نداشت.»

– یک شاعر گمنام

 

 

۶. واسه زیستن شرط نذارین

خیلی مواقع ما با قید و بندهای خودساخته، زندگی رو واسه خود سخت می کنیم. اگه فلان ماشین رو بخرم خوشحال هستم. اگه با اون فرد ازدواج کنم خوشبخت میشم. اگه در فلان شهر زندگی کنم خوشحال تر هستم. هیچ مشکلی وجود نداره که واسه تغییر شرایط مون سعی کنیم. مشکل از وقتی شروع می شه که زیستن، لذت بردن و خوشحال بودن رو به شرط رسیدن بهش شرایط می کنیم. بیشتر آدما، زمان کودکی رو بهترین زمان عمر خود میدونن در صورتی که از خیلی جهات الان وضعیت بهتری از زمان کودکی دارن. علتش اینه که ما در کودکی واسه زندگی کردن شرط و شروط نداشتیم. هرچقدر که واسه شادی، لذت و آرامش شرط و شروط کمتری قائل باشیم، اونا رو بیشتر تجربه می کنیم.

۷ اصل واسه هنرمندانه زیستن آموزشی

«مردم به همون اندازه خوشبخت هستن که تصمیم گرفتن خوشبخت باشن.»

– آبراهام لینکلن

 

 

۷. گوهر ذاتی خود رو رو کنین

بزرگ ترین هنر ما شاید کشف و عرضه اون موهبت تنها ای باشه که در درون مون قرار داره. برخلاف هر باور منفی و محدودکننده ای که ممکنه از کودکی تو ذهن مون کاشته باشن، هر یک از ما موجودی منحصربه فرد هستیم با تواناییا و استعدادهایی منحصربه فرد.

«جایی هست که جز تو هیچکی نمیتونه اونو پُر کنه. کاری هست که جز تو هیچکی قادر به انجامش نیس.»

– افلاطون

 

 

شکوفایی و ظهور این نبوغ طبیعی و این گوهر ذاتی یکی از بزرگ ترین منابع شادمانی و خوشبختیه. با تبدیل شدن به چیزی که واسه اون سرشته شده ایم، شادمانی عمیق و پایدار رو تجربه می کنیم. بزرگ ترین خدمتی که در حق خود و بقیه می تونیم بکنیم اینه که گوهر ذاتی خود رو بشناسیم و در راه شکوفایی و عرضه اون به جهان قدم برداریم. در این صورت به مقام پادشاهی سرزمین وجود خود دست پیدا می کنیم، اون طور که حافظ هم گفته:

تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای

ورنه خود از تخمه جمشید و فریدون باشی

 


دسته‌ها: آموزشی