طراحی فروشگاه کفش ورزشی اسنیکر بوی؛ ملبورن

اخیرا فروشگاه کفش ورزشی Sneakerboy، شعبه‌ی جدیدی در شهر ملبورن افتتاح کرده است. در واقع، شعبه‌ی جدید این فروشگاه به‌تازگی در مرکز خرید چاد استون در حومه‌ی شهر ملبورن افتتاح شده که در نتیجه، مجموعه‌ی جدیدی از برندهای معروف و شناخته‌شده به موجودی کفش‌های ورزشی این فروشگاه اضافه شده است. توسعه و گسترش کسب‌وکار و افزایش شعبه‌های یک فروشگاه، نکته‌ی مثبتی محسوب می‌شود؛ اما در مورد فروشگاه اسنیکر بوی، یک پیشرفت قابل توجه به شمار می‌آید.

یکی از ویژگی‌های فروشگاه اسنیکربوی، نبود انبار کالا در آن است. مشتریان و خریداران این فروشگاه انواع مدل‌ها و برند‌ها را بازدید می‌کنند یا اینکه کفش موردنظر خود را می‌پوشند و امتحان می‌کنند و کفش خریداری‌شده، روز بعد برای خریدار ارسال خواهد شد. شایان ذکر است که قبول سفارشات به‌صورت آنلاین نیز انجام می‌شود. در حقیقت این فروشگاه مانند نمایشگاهی است که برند‌ها و مدل‌های مختلف را به مشتریان معرفی‌ می‌کند.

طراحی داخلی فروشگاه اسنیکر بوی، توسط یک شرکت معماری محلی انجام شده است. اگر چه یک شرکت معماری محلی انجام این پروژه را برعهده داشته؛ اما نتیجه‌ی کار بسیار شیک و قابل توجه است. کف‌پوش سرامیکی، صندلی‌های کوچک از جنس استیل، قفسه‌هایی از جنس شیشه و آهن از جمله المان‌های به‌کاررفته در این فروشگاه هستند.

ورودی این فروشگاه کفش به شکل یک تونل طراحی شده است که بعد عبور از آن، فضای بزرگ و وسیع داخل فروشگاه نمایان می‌شود. در یک سمت فروشگاه قفسه‌ای بلند و باریک قرار دارد که روی آن انواع کفش‌های ورزشی پشت سرهم ردیف شده و دقیقاً روبروی این قفسه‌ی بلند، قسمتی برای لباس‌ و پوشاک طراحی شده است.

در قسمت انتهایی فروشگاه، کفش‌های ورزشی به‌جای قفسه‌، روی دیوار قرار گرفته‌اند. روبروی این دیوار ستونی وجود دارد که بالای آن تلویزیون‌های LED نصب شده است. فروشگاه اسنیکر علاوه بر فروش کفش‌ ورزشی، انواع پوشاک با برندهای معروف را عرضه می‌کند.

یکی از نکاتی که در این فروشگاه کفش ورزشی به چشم می‌خورد، تعداد و طراحی مناسب صندلی‌های مخصوص پوشیدن کفش‌ها است. خبری از طراحی شلوغ و استفاده از المان‌های عجیب در طراحی این فروشگاه نیست، در حقیقت طراحی این شعبه به گونه‌ای است که کفش‌ها تزئین‌کننده‌ی آن هستند؛ این طراحی ساده باعث خودنمایی کفش‌ها در سالن می‌شود. طراحی این شعبه از اسنیکر بوی تقریبا مشابه شعبه‌‌های دیگر آن در ملبورن و سیدنی است.

نوشته شده در1

رشد اندک سهم ویندوز 10 پس از عرضه‌ به‌روزرسانی پاییزی کریترز

مایکروسافت ۲۵ مهر امسال، به‌روزرسانی پاییزی کریترز را برای عموم کاربران ویندوز ۱۰ عرضه کرد. انتظار می‌رفت سهم ویندوز ۱۰ در بازار سیستم‌عامل‌، پس از عرضه‌ی به‌روزرسانی یادشده با افزایش همراه شود؛ اما آمار و ارقام جدید حاکی از رشد اندک آن است.

ماه گذشته سهم ویندوز ۱۰ در بازار ۲۹.۰۹ درصد بود که این آمار اکنون به ۲۹.۲۶ درصد رسیده است. بر این اساس، اکنون ویندوز ۱۰ پس از ویندوز ۷، در جایگاه دوم پراستفاده‌ترین سیستم‌عامل دسکتاپ جهان قرار می‌گیرد. آمار اخیر نشان از این دارد که اکثر کسانی که به نسخه‌ی جدید ویندوز ۱۰ مهاجرت کرده‌اند، از کاربران ویندوز ۱۰ بوده‌ و تنها قشر اندکی از کاربران به‌تازگی به این سیستم‌عامل کوچ کرده‌اند.

ادامه‌ی سلطنت ویندوز ۷

از سوی دیگر تعداد کاربران ویندوز ۷ نیز با کاهش روبه‌رو شده است. بر اساس آمار و‌ ارقام، سرعت کاهش کاربران این سیستم‌عامل با ماه گذشته برابری می‌کند. سهم ویندوز ۷ در ماه اکتبر تنها ۴۶.۶۳ درصد بود که نسبت به سهم ۴۷.۲۱ درصدی ماه گذشته‌، کاهش ۰.۵۳ درصدی تجربه کرده است؛ بنابراین درحالی‌که ویندوز ۱۰ با افزایش ۰.۱۷ درصدی روبه‌رو بوده، ویندوز ۷ کاهشی ۰.۵۳ درصدی داشته است؛ به این معنی که آخرین نسخه سیستم‌عامل ویندوز موفق به کاهش فاصله در ماه گذشته شد.

با این‌حال، ویندوز ۱۰ نیاز به سرعت بیشتری برای افزایش سهمش در بازار دارد. از‌ آنجاکه پشتیبانی از ویندوز ۷ تنها تا ۲ سال آینده ادامه خواهد داشت، ویندوز ۱۰ بهترین گزینه پیش‌ روی کاربران خواهد بود.

اما با توجه به آنچه در آوریل ۲۰۱۴ با پایان پشتیبانی از ویندوز اکس‌پی مشاهده کردیم، به‌ نظر می‌رسد که کاربران ویندوز ۷ نه‌تنها علاقه‌ای به ارتقاء سیستم‌عامل‌ ندارند، بلکه نسبت به مسائل امنیتی و عدم پشتیبانی مایکروسافت نیز چندان نگران نیستند. با این تفاسیر، مایکروسافت در متقاعد کردن کاربران برای استفاده از ویندوز ۱۰، راه دشواری در پیش دارد.

نوشته شده در1

طرح انقلابی برای پیشرانه های مجهز به توربوشارژر

در ده سال گذشته دنیای موتورهای احتراق داخلی شاهد تغییرات بسیاری بوده که بخش اعظم آن، مربوط به ظهور توربوشارژرها است. در گذشته تنها در دو حالت از توربوشارژر استفاده می‌شد. در حالت اول، رسیدن به بالاترین عملکرد هدف اصلی بود (مانند خودروهای مسابقه‌ای) و حالت دوم برای افزایش قدرت تولیدی پیشرانه‌های دیزلی، با حفظ گشتاور موجود بود. اما امروزه از ابرخودروها گرفته تا سدان‌های میان‌رده و حتی خودروهای کوچک و بسیار جمع‌وجور، به توربوشارژر مجهز شده‌اند و به‌نظر می‌رسد این روند، حداقل تا زمانی‌که خودروهای الکتریکی پیشرفته‌تر شوند، ادامه می‌یابد.

اخیرا وب‌سایت کار اند درایور (Car and Driver) مقاله بسیار جالبی از طرحی انقلابی در تکنولوژی توربوشارژرها منتشر کرده است. همه ما با سیستم توربوشارژر یگانه و دوگانه آشنا هستیم و به‌تازگی با توربوشارژر چهارگانه بوگاتی شیرون ۱۶۰۰ اسب بخاری نیز آشنا شده‌ایم. می‌دانیم که توربوشارژرهای بیشتر، از یک‌سو به معنی قدرت بیشتر و از سوی دیگر به معنی کاهش زمان تأخیر راه‌اندازی توربوشارژرها است. در طرح جدید ارائه‌شده، برای هر سیلندر یک توربوشارژر در نظر گرفته شده است که این امر سبب می‌شود علاوه بر افزایش قدرت پیشرانه، زمان تأخیر به صفر برسد. اندازه توربوشارژرها در این طرح، تا حد زیادی کاهش می‌یابد و سبب می‌شود با صرف انرژی کم‌تر، با سرعت بیشتری به چرخش درآیند. در این طرح پیشنهادی، توربوشارژرها با فاصله بسیار کمی از سر سیلندرها نصب می‌شوند که این امر سبب می‌شود هوای ورودی و گازهای خروجی فاصله کمی طی کنند.

اگرچه قصد نداریم به تشریح کامل و جزئی این طرح بپردازیم، اما ایده این طرح بسیار جذاب به‌ نظر می‌رسد. در صورت عملی شدن این مدل، احتمالا هزینه تمام‌شده بسیار گزاف خواهد بود؛ چراکه تعداد توربوشارژرها و اجزای وابسته‌شان به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. با اجرای این طرح گرمای بیشتری تولید خواهد شد و در نتیجه سیستم خنک‌کاری پیشرانه نیز با چالش مواجه می‌شود و باید دید از چه طریقی می‌توان گرمای اضافه را کنترل نمود.

احتمالا این طرح عملکرد خوبی خواهد داشت و می‌تواند آینده صنعت اتومبیل‌سازی را دگرگون کند؛ اما با وجود کشورها و شهرهایی که استفاده از موتورهای احتراق داخلی را تا بیست سال آینده ممنوع کرده‌اند، شاید برای اجرای این ایده خیلی دیر شده باشد.

نظر شما درباره این ایده چیست؟ آیا این طرح می‌تواند آینده صنعت خودروسازی باشد؟

نوشته شده در1

روش‌های تسهیل پروسه بازخورد

درحالی‌که همه‌ی تئوری‌های کسب‌وکار «بازخورد» را یک موهبت می‌دانند، ولی واقعیت این است که اغلب مردم این‌طور فکر نمی‌کنند. بیشتر مردم از بازخورد گرفتن اجتناب می‌کنند و حتی علاقه‌ای ندارند که نظر دیگران را در مورد کیفیت کارشان جویا شوند.

به همین دلیل رهبران کسب‌وکار باید با کارمندانشان تعاملات سازنده و مثبتی داشته باشند. بازخورد دادن بخش مهمی از شغل یک رهبر است که می‌تواند حتی دردسرآفرین باشد.

در ادامه، ۶ قاعده برای راحت‌تر کردن این فرایند ذکر می‌کنیم:

  • این قانون را به یاد داشته باشید: کارمندانتان را در جلسات عمومی مورد تشویق قرار دهید، ولی به‌طور خصوصی از آن‌ها انتقاد کنید.
  • اعتمادسازی کنید. وقتی افرادتان به شما اعتماد داشته باشند، انتقادات را بهتر می‌پذیرند. در حالت ایده‌آل، کارمندی که بازخورد می‌گیرد، درک می‌کند که شما می‌خواهید به کل سازمان خدمت کنید. هرچه اعتماد متقابل بیشتری بین شما و کارمندانتان وجود داشته باشد، بحث‌های مهم را راحت‌تر پشت سر می‌گذارید؛ چراکه شما و کارمندانتان در یک فضای همکاری و مشارکت قرار دارید و به فکر قضاوت کردن همدیگر نیستید.
  • انتقادتان را در قالب جملاتی الهام‌بخش بیان کنید. بسیاری از کارفرمایان بازخورد را سلاحی برای مجازات دیگران می‌بینند. این روش هرگز نتیجه‌ی مثبتی نخواهد داشت. بازخورد شما باید معتبر و انگیزه‌بخش باشد.
  • زمان مناسبی را برای بازخورد دادن انتخاب کنید. مثلاً وقتی عصبانی هستید از کسی انتقاد نکنید، زیرا مخاطب شما حالت تدافعی به خود می‌گیرد. فقط با نیت و مقصود خوب به دیگران بازخورد بدهید.
  • ابتدا مخاطب را برای شنیدن صحبت‌هایتان آماده کنید. وقتی ذهن افراد باز باشد بهتر پذیرای پیشنهادات شما هستند. مثلاً بگویید: «برای یک گپ دونفره وقت دارید؟ می‌خواستم پیشنهاداتم را با شما به اشتراک بگذارم و اگر الان آماده نیستید، می‌توانیم آن را به زمانی دیگر موکول کنیم.» به‌این‌ترتیب مخاطب متوجه می‌شود شما چه قصدی دارید و درک می‌کند که شما می‌خواهید به او کمک کنید.  
  • صرفاً به این دلیل که بازخورد دادن به دیگران کار سختی است، از آن اجتناب نکنید. اگر افراد نتوانند با یکدیگر گفتمان سازنده‌ای داشته باشند، چگونه می‌توان محیط کار دلپذیری داشت؟ سختی‌های راه به شما کمک می‌کند به یکدیگر نزدیک‌تر شوید.

البته به یاد داشته باشید که پروسه‌ی بازخورد، یک خیابان یک‌طرفه نیست. شما به‌عنوان یک رهبر باید ارزش بازخوردهای دیگران را درک کنید. پیشنهاد بازخورد یک‌ راه عالی برای یادگیری و پیشرفت است. به این منظور ما ۳ راه به شما پیشنهاد می‌کنیم:

  • همیشه در پی دریافت بازخورد باشید. از اعضای تیم بپرسید: «به نظر شما این روش جواب می‌دهد؟ کار دیگری هست که انجام بدهم؟»
  • رفتار دوستانه‌ای داشته باشید. مسلماً برای اعضای تیم سخت است که از شما انتقاد کنند. شما برخی از نقاط ضعف خودتان را می‌شناسید. از همکارانتان بخواهید اگر اشتباهی از سمت شما شاهد بودند به شما گزارش بدهند. راه را برای توصیه‌های دیگران باز بگذارید. اغلب اوقات اگر شما به مشاوره‌ی همکارانتان گوش دهید ، آن‌ها هم انتقادپذیرتر می‌شوند.
  • بازخوردها را بشنوید و به آن‌ها پاسخ دهید، اما واکنش عصبی نشان ندهید. شما مجبور نیستید هرچه دیگران می‌گویند بپذیرید؛ ولی باید به صحبت آن‌ها گوش دهید. بازخورد را به‌عنوان نقطه‌نظر دیگران ببینید، نه قضاوت آن‌ها. به‌این‌ترتیب نگرش بهتری نسبت به موضوع خواهید داشت.

هرگز از حقیقت نترسید. شما باید محیطی حمایتی و آموزنده برای تیمتان فراهم کنید که در آن رشد کنند. رشد و پیشرفت هرگز متوقف نمی‌شود و این نکته‌ی مهمی است که به‌عنوان یک رهبر باید همیشه به یاد داشته باشید.

نوشته شده در1

چگونه فرمت تصاویر در iOS 11 را به JPEG تغییر دهیم

 با عرضه‌ی iOS ۱۱، اپل تصمیم به استفاده از فرمت جدیدی برای ثبت تصاویر گرفت. این فرمت جدید که با نام HEIC شناخته می‌شود، عکس‌ها را با کیفیت بهتری ثبت می‌کند. بر اساس گزارش اپل، اقدام این شرکت برای جایگزینی فرمت رایج JPEG، در راستای فاصله‌ گرفتن از استانداردهای قدیمی بوده است. اگرچه اپل در فرمت جدید، کیفیت بهتری برای عکس‌برداری ارائه می‌کند، اما تفاوت کیفیت بین تصاویر این دو فرمت به اندازه‌ای نیست که با چشم عادی قادر به تشخیص آن باشید؛ علاوه‌ بر این مورد، حجم عکس‌های ذخیره‌شده تقریبا افزایشی ۲ برابری تجربه می‌کنند و برای کاربرانی که با کمبود فضای ذخیره‌سازی روبه‌رو هستند، به‌هیچ‌عنوان خوشایند نیست.

اگر عکاس حرفه‌ای باشید و برای ویرایش تصاویرتان به نرم‌افزار ادوبی لایت‌روم وابستگی زیادی دارید، به‌احتمال زیاد هنگام انتقال عکس‌هایتان به این نرم‌افزار، با تصویر زیر روبه‌رو خواهید شد.

برای استفاده مجدد از فرمت JPEG، ابتدا به بخش Setting در آیفون یا آیپدتان مراجعه و بخش Camera را انتخاب کنید.

 

سپس در بخش تنظیمات دوربین، گزینه‌ی Format را انتخاب کنید.

حال تنها کاری که باید برای تغییر فرمت انجام دهید، انتخاب گزینه‌ی Most Compatible (سازگارترین) به‌جای گزینه‌ی پیش‌فرض High efficiency (بازدهی زیاد) است.

گزینه‌ی High Efficiency که به‌صورت پیش‌فرض در iOS 11 انتخاب شده است، تصاویر را با فرمت HEIF و HEVC ذخیره می‌کند که نسبت به تصاویر JPEG، حجم بیش‌تری به خود اختصاص می‌دهند. گزینه‌ی Most compatible‌ برای ثبت تصاویر در فرمت JPEG‌ است که اکنون رایج‌ترین فرمت عکاسی محسوب می‌شود؛ بنابراین با انتخاب گزینه‌ی دوم، به‌راحتی می‌توانید تصاویرتان را در برنامه‌های ویرایش عکس مانند ادوبی لایت‌روم و ... ویرایش کنید.

اپل درباره‌ی انتخاب این فرمت می‌گوید:

امیدواریم این تنها چیزی باشد که باید در مدت کوتاهی انجامش دهیم. تغییری به این اندازه بزرگ در سطح سیستم‌عامل، می‌تواند ارائه‌دهندگان بزرگ نرم‌افزار و سرویس‌ها را به‌ استفاده از انواع فایل‌ها و کدک‌های جدید تشویق کند.

تا زمانی که تغییر مد نظر اپل به‌صورت عمده رخ ندهد، می‌توانید به کمک این آموزش از فرمت‌های پیشین استفاده کنید.

نکته: اپل تبدیل‌کننده‌ای در قلب iOS 11 قرار داده است که توانایی تبدیل فایل‌های HEIC به JPEG‌ دارد. برای دسترسی به این بخش ابتدا به بخش Setting مراجعه و سپس قسمت Photos را انتخاب کنید. در این بخش اطمینان حاصل کنید که گزینه‌ی «Transfer to Mac or PC» روی Automatic‌ تنظیم شده است. حال تصاویر شما در فرمت JPEG به مک یا رایانه‌ شخصی‌تان منتقل می‌شود. تغییر فرمت عکس‌ها از این طریق با برنامه‌های خاصی نظیر لایت‌روم ناسازگار است.

نوشته شده در1

پیش نمایش بازی Need For Speed Payback

اگر نگاهی به تاریخ بازی‌های مسابقه‌ای و ریسینگ از نسل پنجم و در دوران اوج پلی‌استیشن 1 داشته باشیم، تقریبا بسیاری از ما طعم واقعی ماشین‌سواری را با سری Gran Turismo چشیدیم و البته بعد از آن مجموعه Need For Speed بود که برای اولین بار ما را از دنیای محدود پیست‌های رانندگی بیرون آورد و هیجان را با مسابقات خیابانی‌اش به رگ‌های ما تزریق کرد. اگر بخواهیم به تاریخچه این سری قدیمی اشاره کنیم قطعا باید کل این مقاله را به این موضوع اختصاص دهیم، اما چیزی که در حال حاضر اهمیت دارد این است که Need For Speed مدتی است دیگر آن تب و تاب گذشته را برای گیمرها ندارد و با آن چیزی که ما از این سری به یاد داریم، فاصله پیدا کرده است.

از طرفی دیگر، سروکله رقبای بزرگ و قدرتمندی نیز در سبک ریسینگ پیدا شده است که کنار زدنشان نیروی زیادی می‌خواهد و Need For Speed در حال حاضر قادر به انجام چنین کاری نیست. الکترونیک آرتز که شاید الان می‌توانست با حفظ استودیو اسلایتلی مد سری Shift را ادامه دهد و رقیبی جدی برای آثار بزرگی چون Forza Motorsport و Gran Turismo باشد، به جایی رسیده است که آخرین نسخه Need For Speed از نظر منتقدین، هم‌ردیف با بازی The Crew قرار می‌گیرد که اولین تجربه یک استودیو تازه تاسیس در زمینه ریسینگ است.

پس از معرفی بازی Need For Speed Payback، اولین چیزی که من را خوشحال کرد این بود که گوست گیمز همچنان بازی را در همان حال و هوای مسابقات پربرخورد و غیرقانونی خیابانی نگه داشته و تاحدودی آن را گسترده‌تر کرده است. در واقع گوست گیمز سعی دارد تا زمانی که یک اثر جامع و کامل از مسابقات خیابانی را تحویل گیمرها نداده است، سراغ سگمنت یا دسته‌بندی جدیدی از سبک ریسینگ نرود. به عقیده من چیزی که قرار است امسال شاهدش باشیم، احتمالا یک جمع‌بندی بزرگ از دو بازی اخیر گوست‌ گیمز خواهد بود. بازی طوری طراحی شده است که هم محیط گسترده و جنگ بین‌ خودروها در Need For Speed Rivals را در خود جای دهد و هم آزادی عمل در شخصی‌سازی ماشین‌ها را که به طور نصفه و نیمه در بازی Need For Speed شاهدش بودیم، به کاربر ارائه کند. البته در این میان یک وزنه بزرگ هم قرار است به بازی افزوده شود و آن چیزی نیست جز داستانی جذاب با کلی صحنه‌های سینمایی و هیجان‌انگیز.

به عنوان کسی که تقریبا تمام نسخه‌های سری Need For Speed را تجربه کرده‌ام، به یاد ندارم که از سال ۲۰۰۵ به این طرف و پس از نسخه اول بازی Need For Speed Most Wanted داستان جذابی از سوی سازندگان بازی دیده باشم که بتواند تا انتهای بازی پای من را به پای کنسول بند کند. اینکه اساسا افزودن خط داستانی به ژانر ریسینگ جواب می‌دهد یا نه سوال اصلی ما نیست ولی کاملا مشخص است که سازندگان سرمایه‌گذاری زیادی روی این بخش انجام داده‌اند و احتمالا باید به موفقیت آن خوش‌بین باشیم.

داستان بازی به طور خلاصه در مورد شخصی به نام تایلر است که برای مبارزه با کارتل The House تصمیم می‌گیرد گروهی از بهترین راننده‌های شهر را دور خود جمع کند، اما مبارزه این تیم تنها به یک کارتل خطرناک محدود نمی‌شود و در این بین باید به خاطر قانون‌شکنی‌هایشان با نیروهای پلیس هم درگیر شوند. یکی از مهم‌ترین نکات بازی این است که شما در نقش همه اعضای گروه می‌توانید بازی کنید و این موضوع همانطور که در اولین تریلر گیم‌پلی بازی نشان داده شد، تنوع خوبی در مراحل بازی ایجاد می‌کند. ویژگی دیگری که باعث می‌شود داستان Need For Speed Payback جذاب‌تر و گیراتر به نظر برسد، میان‌پرده‌های فوق‌العاده آن است که حداقل از نظر بصری جذابیت منحصربه‌فردی دارند. حتی گاهی در لابه‌لای گیم‌پلی نیز شاهد میان‌پرده‌های کوتاهی خواهیم بود که می‌تواند حسابی آدرنالین خون ما را بالا ببرد. البته باید امیدوار باشیم که این میان‌پرده‌ها حداقل حرفی برای گفتن داشته باشند و همانند کات‌سین‌های نسخه قبلی بی‌اساس و بی‌محتوا نباشند.

هر کدام از کاراکترهای بازی مهارت و تبحر خاصی دارند و در بخش‌های مختلف به کار گرفته می‌شوند. برای مثال جسیکا را می‌توان شجاع‌ترین عضو گروه دانست که خوره تعقیب و گریزها و آفرینش صحنه‌های سینمایی و هیجان‌انگیز است. در مقابل تایلر هم بهترین و سریع‌ترین راننده گروه محسوب می‌شود. در آخر هم کاراکتر شان را داریم که مهارت ویژه‌ای در مسابقات آفرود و دریفت دارد. در کنار این‌ها، کاراکترهای دیگری هم در داستان بازی نقش دارند که امیدواریم از شخصیت‌پردازی مناسبی بهره ببرند.

وقتی چنین داستان پرهیجانی به بازی اضافه شود، نمی‌توان از تاثیرات آن روی گیم‌پلی بازی صرف‌نظر کرد. Payback احتمالا قرار است یکی از پربرخوردترین و اکشن‌ترین ریسینگ‌های سری Need For Speed باشد. در حقیقت مراحل بازی به دو بخش تقسیم می‌شوند. دسته‌‌ای از مراحل مربوط به مسابقات خیابانی است که نظیرش را در نسخه‌های قبلی هم دیده‌ایم اما دسته دیگر، مراحلی است که در آن‌ها باید مستقیما با کارتل The House سرشاخ شوید که می‌توانند اهداف مختلفی را دنبال کنند و مهارت رانندگی شما را شدیدا به چالش بکشند.

مبارزات شما با دیگر خودروها برخلاف بازی‌های Rivals و Hot Pursuit قرار نیست با سلاح‌های خاصی انجام بگیرد. تنها اهرم قدرتی که برای از بین بردن خودروهای دشمن دارید، ضربه زدن به آن‌ها است که بیشتر از همه در مجموعه Burnout با چنین مکانیزمی سروکار داشتیم. چیزی که امیدوارم گوست گیمز در زمینه مبارزات خودروها مراعاتش را بکند، تعادل کافی در سختی یا آسانی از بین بردن آن‌ها است. البته قطعا درجه سختی بازی در این زمینه تاثیرگذار خواهد بود، اما بر اساس چیزی که در تریلرها مشاهده کردیم، گویا از راه به در کردن ماشین‌های The House چندان کار سختی به نظر نمی‌رسد. البته با توجه به وعده‌های سازندگان، جدال با پلیس‌ها به شدت چالشی‌تر خواهد بود و هر چقدر که بیشتر دوام بیاورید با نیروهای مستحکم و وسایل نقلیه سنگینی روبرو خواهید شد که به این راحتی‌ها ول کن قضیه نیستند. حتی این بار نیروهای هوایی پلیس هم به نظر می‌رسد مستقیما وارد عمل خواهند شد و فقط به تعقیب و ردیابی شما بسنده نخواهند کرد. اما یکی از مهم‌ترین نیروهای پلیس که از همین الان برای ما کری می‌خواند، ون‌ غول‌پیکری است که با نام راینو شناخته می‌شود و به این راحتی‌ها نمی‌توان از شرش خلاص شد و گویا قرار است آخرین تیر از ترکش‌ ماموران پلیس در درجه پنجم Heat Level باشد.

به لطف جهان وسیع بازی، مسابقات هم گسترده‌تر شده‌اند. جدا از مسابقات درگ، دریفت، تایم ترایل و دیگر رقابت‌هایی که همواره پای ثابت Need For Speed بوده‌اند، این بار شاهد اضافه شدن مسابقات آفرود هم به بازی هستیم و حتی تخصص اصلی یکی از شخصیت‌های قابل بازی که شان نام دارد، در همین رقابت‌های آفرود است. بازی در منطقه‌ای به نام Fortune Valley جریان دارد که با توجه به تریلر معرفی‌اش به نظر می‌رسد محیط فوق‌العاده‌ متنوعی را برای گیمرها به ارمغان خواهد آورد. از محیط‌های شهری و بزرگراه‌ها بگیرید تا گردنه‌های باریک و محیط‌های بیابانی، همگی مسابقات خاصی را با خودروهای ویژه‌ای می‌طلبند که می‌تواند ساعت‌ها گیمر را پای بازی بنشاند. یکی از انگیزه‌های خوبی که گوست گیمز برای گشت‌وگذار در این محیط وسیع تدارک دیده‌ است، پیدا کردن خودروهای اوراقی است که در گوشه و کنار نقشه قرار گرفته‌اند. اگر جزو ماشین‌بازهای قدیمی باشید و با خودروهای کلاسیک هم رابطه خوبی داشته باشید، احتمالا هیچ یک از این شاسی‌های رهاشده در نقشه را از دست نخواهید داد. با منتقل کردن این خودروها به گاراژ، شما می‌توانید آن‌ها را بازسازی و تیونینگ کرده و به یک ماشین سرحال و تروتمیز تبدیل کنید. از دیگر نکات مثبت جهان Payback این است که قرار نیست همانند نسخه قبلی همواره شاهد یک آب و هوای بارانی آن هم در ساعات نیمه‌شب باشیم و رویدادهای بازی در ساعات مختلفی از شبانه‌روز رخ خواهد داد.

با گذر از همه مواردی که تاکنون به آن پرداختیم، به یکی از مهم‌ترین بخش‌های بازی می‌رسیم و آن چیزی نیست جز تیونینگ و شخصی‌سازی خودروها. قبل از انتشار بازی Need For Speed در سال ۲۰۱۵، گوست گیمز مدعی شد که سیستم تیونینگ به‌کار رفته در این بازی بهترین و کامل‌ترین سیستم شخصی‌سازی در کل سری خواهد بود، اما کسانی که بازی را تجربه کرده‌اند، به خوبی می‌دانند که اگر چه شخصی‌سازی خودروهای مدل پایین و نسبتا ارزان‌قیمت در بازی گسترده بود، اما هر چقدر که به مدل‌های بالاتر نزدیک می‌شدیم، شخصی‌سازی‌ها هم محدودتر و کم‌رنگ‌تر می‌شدند. اینکه آیا در Payback هم شاهد چنین مشکلی خواهیم بود یا خیر هنوز مشخص نیست، چرا که در تریلرهای بازی شاهد تیونینگ خودروهای نسبتا مدل پایینی هستیم که بالطبع همه گزینه‌ها برای چنین ماشین‌هایی در دسترس است، اما گوست گیمز وعده داده است که این بار دیگر واقعا شاهد کامل‌ترین سیستم شخصی‌سازی در مجموعه Need For Speed خواهیم بود. به طور کلی، مکانیزم تیونینگ و اسپرت‌کردن خودروها مشابه نسخه قبلی است، اما یک گزینه جدید هم این بار به نام Superbuild به بازی اضافه شده است که چیزی شبیه به بادی‌کیت‌ها در بازی Most Wanted است. در واقع Superbuild ها مجموعه‌ای از تغییرات ظاهری و فنی را در خودرو شما اعمال می‌کنند. برای مثال اگر می‌خواهید خودروی‌تان را آماده مسابقه آفرود کنید، به راحتی با انتخاب سوپربیلد مربوط به آن، یک ماشین آفرود استاندارد با تمامی تنظیمات فنی لازم در اختیارتان قرار می‌گیرد.

در پایان باید به این نکته هم اشاره کنیم که بازی Need For Speed Payback نیازی به اتصال دائم به اینترنت نخواهد داشت و می‌توانید بخش داستانی بازی را بصورت کاملا آفلاین تجربه کنید. در زیر می‌توانید سیستم موردنیاز و پیشنهادی برای نسخه کامپیوتر بازی را هم مشاهده کنید.

حداقل سیستم مورد نیاز:

  • سیستم‌عامل: ویندوز 7 ۶۴ بیتی یا بهتر
  • پردازنده: اینتل i3 6300 3.8GHz یا ای‌ام‌دی FX 8150 3.6GHz 
  • رم: ۶ گیگابایت
  • هارد دیسک: ۳۰ گیگابایت
  • کارت گرافیکی: انویدیا GeForce GTX 750 Ti یا ای‌ام‌دی Radeon HD 7850 با دو گیگابایت حافظه
  • دایرکت‌ایکس: 11

سیستم پیشنهادی:

  • سیستم‌عامل: ویندوز 10 ۶۴ بیتی یا بهتر
  • پردازنده: اینتل i5 4690K 3.5GHz یا ای‌ام‌دی FX 8350 4.0GHz
  • رم: ۸ گیگابایت
  • هارد دیسک: ۳۰ گیگابایت
  • کارت گرافیکی: انویدیا GeForce GTX 1060 یا ای‌ام‌دی RX 480 با چهار گیگابایت حافظه
  • دایرکت‌ایکس: 11

Need For Speed Payback در تاریخ ۱۰ نوامبر، مصادف با ۱۹ آبان برای پلتفرم‌های پلی استیشن 4، ایکس باکس وان و پی سی منتشر خواهد شد. البته افرادی که از سرویس‌های EA Access و Origin Access استفاده می‌کنند زودتر قادر به تجربه Payback خواهند بود. بازی علاوه بر نسخه استاندارد، دارای یک نسخه دیلاکس هم خواهد بود که برخی مراحل جدید به بخش داستانی آن افزوده شده و همچنین تخفیف‌هایی برای خریدهای درون‌برنامه‌ای در این نسخه در نظر گرفته شده است.

نوشته شده در1

تغییر مسیر حرکت زمان غیر ممکن است؛ اما می‌توان آن را خم کرد

انسان‌ها در تمام سنین و در تمام دوران‌ها، رؤیای سفر در زمان را در سر می‌پروانند؛ آن‌ها در ذهن خود سفر به گذشته و آینده را تصور می‌کنند و علاقه دارند این کار را سریع‌تر از هر شخص دیگری انجام دهند. دانشمندان نیز همانند دیگر انسان‌ها، به این موضوع علاقه دارند و پژوهش‌های بسیاری برای محقق کردن این آرزو انجام می‌دهند. متأسفانه جدیدترین پژوهشی که توسط این دانشمندان انجام شده است، نشان می‌دهد که سفر در زمان دست‌نیافتنی و حتی از رؤیا و آرزو نیز فراتر است. از آن‌جایی که این پژوهشگران نتوانسته‌اند نقطه‌ای را در زنجیره‌ی زمان بیابند که بتوانند در آن سفر کنند؛ تغییر عقیده داده‌اند و حال بر این باور هستند که یک علم خاص ممکن است بتواند تغییراتی در زمان ایجاد کند.

در ماه ژوئن سال جاری میلادی، جیمز بیشام، فیزیک‌دان ذرات در سازمان اروپایی پژوهش‌های هسته‌ای سِرن (CERN) با یکی از خبرنگاران وب‌سایت Futurism در شهر بوداپست، مجارستان دیدار کرد. این دو، در جریان جشنواره‌ی بِرین بار که تمرکز آن روی علم و آینده است، با یکدیگر در مورد راه‌هایی که انسان می‌تواند به کمک آن‌ها در زمان سفر کند به بحث و تبادل نظر پرداختند. آن‌ها همچنین امکان سفر در زمان را از نظر منطقی و فنی بررسی کردند تا به یک نتیجه‌ی مطلوب برسند. جیمز بیشام، ابتدا طبق نظریه‌های آلبرت اینشتین، به شرح راه‌هایی که می‌توان به کمک آن‌ها در زمان سفر کرد پرداخت. با توجه به این نظریه‌ها، می‌توان گفت که سفر در زمان، روی کاغذ از طریق روش‌های مختلفی امکان‌پذیر است.

یکی از روش‌های سفر در زمان، استفاده از کرم چاله‌ است. جیمز بیشام در این خصوص می‌گوید:

ما می‌دانیم که فضا می‌تواند خم شود. اگر فضا خم می‌شود، آن‌گاه گرانش و به دنبال آن، فضازمان نیز خم می‌شود.

این‌ها سخنانی هستند که جیمز بیشام بر زبان آورد؛ اما شاید کمی نامفهوم باشند. برای آن‌که بهتر بتوانیم منظور وی را متوجه شویم، باید کمی در این خصوص رفع ابهام کنیم. در حال حاضر، ما می‌دانیم که فضا سه بُعد دارد و در آن همه چیز حرکت می‌کند. قضیه در مورد فضازمان کمی متفاوت است. فضازمان، ترکیبی چهار بُعدی و زنجیره‌وار از مفاهیم فضا و زمان است. برخی دیگر، فضازمان را به‌صورت یک شبکه‌ی تار و پودی تصور می‌کنند که انرژی وظیفه‌ی اداره کردن آن را بر عهده دارد. جیمز بیشام می‌گوید اگر فضازمان می‌تواند خم شود، آن‌گاه از دیدگاه نظری، خمیدگی زمان نیز امکان‌پذیر است.

تحقق رؤیای سفر در زمان

مفهوم خمیدگی فضازمان، ابتدا در نظریه‌ی نسبیت عام اینشتین مطرح شد. در این نظریه آمده است که کرم‌چاله‌ها می‌توانند از دیدگاه نظری، نقش یک پُل میان دو نقطه را ایفا کنند و فرقی نمی‌کند که این دو نقطه چقدر از یکدیگر دور هستند. با توجه به خاصیت انعطاف‌پذیری فضازمان، یک کرم چاله می‌تواند هر دو نقطه‌ای را در بافت فضازمان به یکدیگر متصل کند.

تا چند وقت پیش، این یک دیدگاه کاملاً نظری بود و هیچ شواهدی در عمل وجود نداشت؛ اما چند سال پیش، تعدادی مدرک به‌دست آمد که باعث شد این دیدگاه کمی به واقعیت نزدیک‌تر شود. چند سال پیش، دانشمندان چیزی را ساختند که به آن «کرم چاله» می‌گفتند. مدل آن‌ها، دروازه‌ای برای میدان‌های مغناطیسی ایجاد کرده بود. در آن زمان، مؤسسه‌ی اسمیتسونین این چنین گفت:

اگر یک میدان مغناطیسی دیگر در این کرم‌چاله سفر کند، آن‌گاه هر دو میدان، فضای کرم‌ چاله را رها می‌کنند و فوراً در انتهای مسیر ظاهر می‌شوند.

خمیدگی نور در میدان گرانشی خوشه کهکشانی. تصویری که توسط تلسکوپ هابل ثبت شده و به لبخند کیهانی مشهور است.

شاید با خود فکر کنید که این کار مانند «تِلِه‌پورت کردن» است؛ اما واقعیت این است که کرم چاله‌ی ایجادشده توسط دانشمندان، دقیقاً افراد یا ذرات را در فضازمان تِلِه‌پورت نمی‌کند؛ اما به‌صورت کاملاً واضح، پیشرفت مداوم ما در دستکاری کردن تعدادی از نیروهای بنیادین جهان را نشان می‌دهد و این دستکاری و تغییر نیرو، یک گام بزرگ و مهم در جهت ساخت کرم‌چاله‌ای پیچیده است که می‌تواند به ما اجازه دهد امواج الکترومغناطیسی را در یک تونل نامرئی ارسال کنیم. شاید روزی فرا برسد که ما بتوانیم با شیوه‌ای مشابه، فضازمان را نیز دستکاری و دچار تغییر کنیم.

تا به این‌جا دانستیم که ایجاد کرم‌چاله‌ از دیدگاه نظری، امکان‌پذیر است و ما نیز گام‌های مهمی در جهت دستیابی به دانش تغییر فضازمان برداشته‌ایم. با این حال، هنوز کرم‌چاله‌ای در فضازمان مشاهده و یا ایجاد نشده است.

یکی دیگر از روش‌های سفر در زمان، استفاده از پدیده‌ی اتساع زمان است. نظریه‌های اینشتین پیش‌بینی می‌کنند که زمان، در جهان به شکل‌های مختلفی در جریان است. این تنها یک نظریه نیست و می‌دانیم که حقیقت دارد؛ زیرا ساعت‌هایی که در ایستگاه فضایی بین‌المللی هستند، به میزان بسیار ناچیزی آهسته‌تر از ساعت‌های زمینی حرکت می‌کنند. زمان در نزدیکی اجرامی که میدان‌های گرانشی قدرتمندی دارند در مقایسه با اجرامی که در این میدان‌ها قرار ندارند، آهسته‌تر می‌گذرد.

پس با خروج از زمین و گذراندن وقت در نقطه‌ای دوردست و سپس بازگشت به زمین، انسان می‌تواند در زمان سفر کند و وقتی به زمین بازمی‌گردد جوان‌تر از هم‌‌سن‌های خود خواهد بود. اگر شما بتوانید به یک سیاه‌چاله بسیار نزدیک شوید، زمان به طرز قابل توجهی آهسته خواهد شد؛ زیرا در نزدیکی سیاه‌چاله، میدان‌های گرانشی بسیار قدرتمندی وجود دارند و هر چند ثانیه گذر زمان در نزدیکی یک ابرسیاه‌چاله، معادل چند هزار سال زمینی خواهد بود.

وقتی که به سرعت‌های بالا فکر می‌کنیم، باز هم پدیده‌ی اتساع زمان خود را نشان می‌دهد. اگر ما به عنوان مثال بتوانیم با سرعتی معادل ۹۵ درصد سرعت نور حرکت کنیم، زمان به شکل قابل توجهی آهسته خواهد شد. بنابراین باز هم همان اتفاق قبل رخ می‌دهد و هر چند لحظه حرکت با سرعت بالا، معادل چند هزار سال زمینی خواهد بود.

می‌توان گفت که این، شروع کار است و راه‌های مختلفی وجود دارند که می‌توان برای تحقق رؤیای سفر در زمان، از آن‌ها بهره گرفت. دانشمندانی از رشته‌های مختلف، روش‌های متفاوتی توسعه‌ می‌دهند تا بتوانند دست ما را برای تغییر در زنجیره‌ی زمان، بازتر کنند. یکی از این روش‌های نوظهور، استفاده از پرتوهای نور چرخان است. این پرتوها را می‌توان با استفاده از میدان‌های مغناطیسی و گاما ایجاد کرد که این کار منجر به خمیدگی فضا و در نتیجه، خمیدگی زمان می‌شود. روش‌های دیگری نیز نظیر تونل‌زنی کوانتومی و رشته‌های کیهانی فرضی وجود دارند که هنوز پیشرفت چندانی در آن‌ها مشاهده نشده است.

توجه داشته باشید وقتی چیزی از دیدگاه نظری کاملاً امکان‌پذیر است، به این معنی نیست که در عمل نیز کاملاً قابل اجرا است. به‌عنوان مثال، ما تا به امروز موفق به ساخت کرم‌چاله نشده‌ایم و با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت نکرده‌ایم؛ اما این امید وجود دارد که ما بتوانیم به چنین فناوری‌هایی در آینده‌ی نزدیک دست یابیم. جیمز بیشام در این خصوص می‌گوید:

شاید بتوانیم نهایتاً طی ۵۰ و یا ۱۰۰ سال آینده به کمک پژوهش‌هایی که اکنون انجام می‌دهیم، تمام مؤلفه‌های مربوط به زمان را به هم ربط دهیم و ماهیت اساسی زمان را بشناسیم و درک کنیم.

در حال حاضر ما باید این را قبول کنیم که سفر در زمان (چه سفر به گذشته و چه سفر به آینده) با قوانین فیزیک در تضاد است و آن‌ها را زیر پا می‌گذارد؛ اما این بدان معنی نیست که ما نمی‌توانیم برای آزمایش سفر در زمان تلاش کنیم. استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان نظری و کیهان‌شناس مشهور می‌گوید:

حتی اگر روزی مشخص شود که سفر در زمان غیر ممکن است؛ ما باید حتماً بدانیم که چرا چنین است و این چیزی است که اهمیت دارد.

شما چه فکر می‌کنید؟ آیا سفر در زمان از طریق روش‌هایی که گفته شد امکان‌پذیر است یا باید به فکر یافتن روش‌های دیگری بود؟

نوشته شده در1

آغاز فصل دوم گرند تور از ۱۷ آذرماه

آمازون اعلام کرد فصل دوم سریال گرند تور، در روز جمعه ۱۷ آذرماه روی آنتن می‌رود. در همین حال، اولین قسمت از فصل دوم این مستند خودرویی پرطرفدار از هفته‌ی گذشته توسط بخش رسانه‌ای شرکت آمازون در اختیار گرفته شد و به‌صورت رسمی در شبکه‌ی تصویری این شرکت و به‌صورت آنلاین در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.

از جمله مهم‌ترین خبرهایی که در رابطه با فصل دوم مستند گرند تور وجود دارد؛ به‌جز مدل جدید موی جیمز می، می‌توان به انتقال استودیوی تدوین این مستند به ۱۶ کیلومتری منزل جرمی کلارکسون در منطقه‌ی کاست‌وود شهر آکسفوردشایر انگلستان اشاره کرد. بدین ترتیب آمازون در دریافت ۳ بلیط هواپیمای فرست‌کلاس برای این سه مجری معتبر مستند خود، صرفه‌جویی خواهد کرد و مجریان این برنامه به‌راحتی در مراحل تدوین نهایی این مستند دخالت خواهند داشت.

می‌توان این نکته را قاطعانه گفت که سفر سه مجری این مستند یعنی جیمر می، جرمی کلارکسون و ریچارد هاموند برای تهیه‌ی فصل دوم این سریال به بیش از پنج قاره‌ی جهان و سپری کردن بیش از ۱۰۰ روز در این کشورها جهت فیلم‌برداری، تا حدودی فراتر از تصورات مدیران آمازون از کار درآمد و هزینه‌های به‌مراتب بیشتری نسبت به پیش‌بینی‌ها به این شرکت تحمیل کرد. صحبت‌های اندی ویلیام، به‌عنوان تهیه‌کننده‌ی ارشد این مستند پرهزینه درباره‌ی فصل دوم گرند تور در آخرین تیزر تبلیغاتی این مستند، حاوی نکات مهمی است. وی دراین رابطه می‌گوید:

کاملا مشخص است که محبوب‌ترین بخش مستند گرند تور برای مخاطب، سفر به نقاط مختلف جهان و روبه‌رو شدن رانندگان و مجریان این مستند با چالش‌های جذاب و جدیدی است که در طول مسیر با آن مواجه می‌شوند. به همین خاطر است که ما در فصل دوم، به این بخش بیش از پیش توجه داشتیم. هرچند بخش‌هایی نیز در استودیوی ثابت ما تصویربرداری شده است که مخاطبان خاص خود را دارد و تلفیق این بخش‌ها با یکدیگر، نوید برنامه‌ی موفق و هیجان‌انگیزی برای فصل دوم می‌دهد.

وی درباره‌ی چالش‌ها و سختی‌های فصل دوم گرند تور گفت:

در طول فیلم‌برداری فصل جدید گرند‌تور، مجریان این برنامه روزها و ساعات سختی را سپری کردند. جرمی کلارکسون به شکل نگران‌کننده‌ای بیمار شد و به خاطر آنفولانزا چند روزی مهمان بیمارستان بود. همچنین تصادف‌ها و اتفاقاتی که در طول این ۱۰۰ روز فیلم‌برداری برای ریچارد هاموند رخ داد، به‌جرئت می‌توان گفت هزینه‌های سرسام‌آوری به شرکت بیمه‌ی سفر و بین‌المللی خود تحمیل کرد. تنها در دو نمونه از این اتفاقات، خودروی الکتریکی ریچارد در ارتفاعات سوئیس تصادف کرد و موتورسیکلت وی نیز در مسیر کشور موزامبیک دچار حادثه شد.

نوشته شده در1

نگاهی عمیق به ابرموتورسیکلت هوندا گلدوینگ

هوندا این هفته از نسل ششم مدل گلدوینگ پرده‌برداری کرد و امیدوار است این نسل از این موتورسیکلت بتواند دوباره در جایگاه برتر موتورسیکلت‌های مسافری قرار بگیرد. هوندا اولین بار مدل گلدوینگ را در سال ۱۹۷۵ معرفی کرد در آن زمان این موتورسیکلت به یک پیشرانه‌ی ۴ سیلندر یک لیتری خنک‌شونده با مایع از نوع تخت (باکسر) مجهز بود که نیروی آن از طریق میل‌گاردان به چرخ عقب انتقال پیدا می‌کرد. در همان زمان، گلدوینگ یک موتورسیکلت کاملاً متمایز با سایر تولیدات هوندا بود؛ چون بیشتر محصولات این شرکت در آن سال‌ها از پیشرانه‌های ۴ سیلندر یا ۲ سیلندر خطی از نوع خنک‌شونده با هوا استفاده می کردند و انتقال نیرو در آن‌ها از طریق زنجیر صورت می‌گرفت. با این وجود گلدوینگ توانست به موفقیت خوبی دست پیدا کند؛ به‌طوری‌که این موتورسیکلت تلفیقی از عملکرد بالا و راحتی ارائه می‌داد؛ چیزی که تا پیش از آن در یک موتورسیکلت ژاپنی سابقه نداشت.

اما این قضیه امروز دیگر صادق نیست و محصولات بسیاری در بازار وجود دارند که راحتی و عملکرد بالا را در کنار یکدیگر ارائه می‌دهند؛ بنابراین هوندا مجبور است خود را با شرایط رقابتی جدید وقف دهد. حالا هوندا از مدل جدید این موتورسیکلت که کاملاً از نو طراحی شده، رونمایی کرده است . گلدوینگ جدید را باید یکی از موتورسیکلت‌هایی دانست که مدت‌زمان زیادی روی خط تولید قرار خواهد داشت تا عزم هوندا برای پیروزی در رقابت این سگمنت را نشان می‌دهد.

مدل ۲۰۱۸ گلدوینگ نظر بسیاری از مشتریان وفادار هوندا را به خود جلب خواهد کرد. در حقیقت اصلی‌ترین دلیل موفقیت این موتورسیکلت در طی چهار دهه گذشته همین وفاداری مشتریان به هوندا بوده است؛ ضمن اینکه در مدل جدید مواردی در نظر گرفته شده تا نظر سوارکاران جوان و تازه‌کار نیز به سمت این موتورسیکلت جمع شود. اولین نکته‌ای که در مورد مدل ۲۰۱۸ گلدوینگ عنوان شده این است که وزن آن در مقایسه با مدل قبلی ۴۰ کیلوگرم کاهش پیدا کرده است. در این موتورسیکلت از یک پیشرانه ۱۸۳۳ سی‌سی استفاده شده است و تغییراتی که در بخش‌های شاسی قطعات سوپاپ‌ها و سیلندرها اعمال شده در کنار افزایش راندمان احتراق پیشرانه، سبب شده مصرف سوخت این موتورسیکلت ۲۰ درصد کاهش پیدا کند؛ گرچه هنوز شعاع حرکتی دقیق آن اعلام نشده است. هوندا همچنین به‌روزرسانی‌های تکنیکی و مکانیکی را نیز در این موتورسیکلت انجام داده است که از بین آن‌ها می‌توان به مواردی همچون دریچه گاز برقی، سیستم ترمز ضد بلوکه، چهار نوع حالت رانندگی (شامل حالت باران، اسپرت، تور و اکونومی)، سیستم تعلیق دوبل جناغی در جلو و صفحه نمایش ۷ اینچی سازگار با اپل کارپلی اشاره کرد.

برای سال ۲۰۱۸ هوندا مدل گلدوینگ را در پنج تیپ مختلف عرضه می‌کند .تیپ تورینگ این موتورسیکلت با دو نوع جعبه‌دنده قابل انتخاب است و اگر جعبه‌دنده دو کلاچه را انتخاب کنید، موتورسیکلت شما به کیسه هوا نیز مجهز خواهد شد. ظرفیت صندوق بار این موتورسیکلت، ۱۱۰ لیتر است.

از دیگر امکانات این موتورسیکلت می‌توان به بلندگوهای عقب، تنظیم الکترونیکی سیستم تعلیق، گرمکن صندلی، گرمکن فرمان و دنده عقب اشاره کرد. جعبه‌دنده دو کلاچه از نوع هفت سرعته‌ی خودکار است و برای آن حالتی به‌عنوان Walking نیز پیش‌بینی شده است که با قرار دادن جعبه‌دنده در حالت می‌توانید موتورسیکلت را با پای خود حرکت دهید. تیپ پایه‌ی این موتورسیکلت شیشه جلوی کوچکتری دارد و جعبه‌دنده آن از نوع معمولی است و صندلی‌های آن فاقد گرمکن هستند. لازم به ذکر است که جعبه‌دنده معمولی این موتورسیکلت فاقد دنده‌ی عقب است.

هوندا برای نسل جدید این موتورسیکلت از چراغ‌های پیشرفته‌ای با نام وینگ لاین استفاده کرده است که در آن‌ها از لامپ‌های LED به همراه لنزهای چندگانه استفاده شده است. چراغ‌های راهنمای LED این موتورسیکلت طوری طراحی شده‌اند تا همانند اتومبیل، زمانی که فرمان را برمی‌گردانید به‌طور خودکار خاموش شوند. صندوق بار این موتورسیکلت ضمن اینکه طراحی اسپرت و ظاهر مناسبی دارد، فضای خوبی در حد یک خودروی کوچک در اختیار موتورسوار قرار می‌دهد و وزن آن در مقایسه با قبل کاهش پیدا کرده است. صندوق‌های جانبی هر کدام دارای ۳۰ لیتر حجم هستند و صندوق عقب مرکزی دارای ۵۰ لیتر حجم است. برای مکانیزم باز شدن درب صندوق  از یک جک بسیار باکیفیت استفاده شده است.

شاسی گلدوینگ جدید طوری طراحی شده است تا قابلیت مانور آن در سرعت‌های پایین افزایش پیدا کنند؛ ضمن اینکه پایداری موتورسیکلت در سرعت‌های بالا نیز بهبود پیدا کرده است. تمام شاسی هوندا گادوینگ جدید از نوع آلومینیومی دولایه است و عملیات جوشکاری آن توسط ربات انجام شده است. در ساخت این شاسی از صفحات فلزی با ضخامت جدیدی استفاده شده است و در انتهای آن، سیستم تعلیق عقب از نوع تک اتصالی قرار دارد. طراحی محور عقب کاملا جدید است.

تمامی این موارد ضمن اینکه سبب کاهش وزن موتورسیکلت شده‌اند نقطه ثقل آن را نیز کاهش داده و همین امر کمک شایانی به بهبود قابلیت هدایت موتورسیکلت کرده است. در سیستم تعلیق از مدل دوبل جناغی برای چرخ جلو استفاده شده است و  کمک‌فنرها در هر دو محور جلو و عقب از برند مشهور Showa هستند. هوندا سعی کرده است بخش جلوی موتورسیکلت را تا حد امکان جمع و جور طراحی کند و طراحی متفاوت پیشرانه به مهندسان این امکان را داده است تا پیشرانه‌ی آن را نزدیک به چرخ جلو جایگذاری کنند که این امر تأثیر مثبتی در دینامیک موتورسیکلت دارد. هوندا برای افزایش راحتی مدل گلدوینگ از فنرهای برند پرولینک برای چرخ عقب استفاده کرده است که واکنش‌های آن بسیار مناسب و پیشرفته هستند. امکان تنظیم ارتفاع سیستم تعلیق نیز به‌صورت الکترونیکی وجود دارد.

سیستم ترمز مدل ۲۰۱۸ کاملاً جدید است و از دو دیسک ترمز بزرگ با قطر ۳۲۰ میلی‌متر در چرخ جلو استفاده شده است. سیستم ترمز ضد قفل موتورسیکلت دارای کنترل الکترونیکی است و نیروی آن به‌صورت هوشمند بین چرخ جلو و عقب تقسیم می‌شود؛ ضمن اینکه وزن کمتر موتورسیکلت در مقایسه با نسل قبلی به مهندسان هوندا این امکان را داده است که از کالیپرهای سبک‌وزن‌تری در این نسخه استفاده کنند.

پیشینه هوندا گولدینگ بسیار جالب است؛ به‌طوری‌که هوندا در ابتدا برنامه‌ای برای تولید این موتورسیکلت نداشت و یکی از مشتریان وفادار این شرکت اقدام به اعمال یک سری تغییرات روی موتورسیکلت اسپرت CB750 کرد. او ابتدا بدنه‌ی این موتورسیکلت را کاملاً جدا کرد و تغییراتی در شاسی آن اعمال کرد و سپس از قطعاتی همانند شیشه محافظ جلو در این موتورسیکلت استفاده کرد تا راحتی آن را افزایش دهد؛ اما سرانجام این ایده منجر به تولید مدل گلدوینگ شد و این موتورسیکلت همانند گذشته یادآور کیفیت، راحتی و قابلیت اطمینان بالا است. هوندا گلدوینگ در پنج سال ابتدایی تولید خود موفقیت بالایی در بازار فروش کسب کرد و همین مورد سبب شد که هوندا خط تولید آن را از ژاپن به یک شهر کوچک در ایالت اوهایو منتقل کنند و از سال ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۱۰ تولید این موتورسیکلت در اوهایو ادامه داشت. هوندا که در تمام این سال‌ها به رضایت بالای مشتریان خود و نیازهای آن‌ها توجه داشته، در نسل جدید برای پاسخ به نیاز مشتری‌های خود اقدام به بهینه‌سازی ظرفیت مخزن سوخت، فاصله محوری، شاسی، سیستم تعلیق، ترمز، سیستم صوتی و بسیاری دیگر از بخش‌های این موتورسیکلت کرده است.

پیشرانه‌ی موتورسیکلت با وجود اینکه محدودیت های بسیاری در مورد سایز آن وجود دارد؛ طوری طراحی شده است تا به‌خوبی بتواند در این کلاس بسیار رقابتی خود را نشان دهد. زمانی که هوندا در سال ۱۹۷۲ اولین نمونه‌ی پیش‌تولید گلدوینگ را رونمایی کرد، موتورسیکلت را به یک پیشرانه ۶ سیلندر تخت مجهز کرده بود و تاکنون به استفاده از این نوع پیشرانه در ساخت گلدوینگ وفادار مانده است. البته حجم موتور پیشرانه در طول سالهای مختلف تغییر کرده است و در سال ۱۹۸۸ دارای حجم موتور ۱۵۲۰ سی‌سی بود. از سال ۲۰۰۱ هوندا حجم موتور پیشرانه‌ی گلدوینگ را به ۱۸۳۲ سی‌سی افزایش داد و آن را به سیستم پاشش سوخت انژکتوری نیز مجهز کرد.  گلدوینگ در سال ۲۰۰۶ به ایربگ مجهز شد و به این ترتیب اولین موتورسیکلت مجهز به کیسه‌ی هوا به شمار می‌رود. اکنون اگر مدل ۲۰۱۸ گلدوینگ را در کنار مدل اولیه سال ۱۹۷۵ قرار دهید به‌خوبی می‌توانید سیر تکاملی این موتورسیکلت‌ها را مشاهده کنید و این سؤال به ذهن می‌آید که گلدوینگ در آینده تا چه میزان پیشرفت خواهد کرد.

در انتها باید بگوییم که گلدوینگ ۲۰۱۸ از ماه فوریه سال ۲۰۱۷ وارد بازار ایالات متحده خواهد شد و قیمت آن از ۲۳۵۰۰ دلار برای مدل پایه آغاز می‌شود. در صورتی که مدل پایه را با جعبه‌دنده‌ی دو کلاچه خریداری کنید. قیمت آن به ۲۴ هزار و ۷۰۰ دلار افزایش پیدا خواهد کرد. باید به این نکته اشاره کرد که مدل پایه‌ی موتورسیکلت فاقد امکاناتی چون گرمکن صندلی، شیشه جلوی برقی و تنظیم ارتفاع برقی است. قیمت تیپ بالاتر این موتورسیکلت از ۲۶ هزار و ۷۰۰ دلار آغاز می‌شود و به ۲۷ هزار و ۷۰۰ دلار در مدل دوکلاچه می‌رسد.

نوشته شده در1

چگونه در موزه عکاسی کنیم؟

با توصیه‌هایی از ویرایش‌گران عکس و عکس‌هایی زیبا از موزه‌های جهان، با ما همراه باشید.

شاید همیشه برایتان سوال بوده است که چگونه باید در موزه عکاسی کنید. عکس گرفتن از آثار هنری، کاری پر از چالش است. در این مقاله با چند نکته مهم و کلیدی در مورد نحوه عکس گرفتن در موزه آشنا می‌شوید و عکس‌هایی زیبا از موزه‌های معروف حهان را به نظاره می‌نشینید.

این مقاله توسط مت آدامز در تیم نشنال جئوگرافی نوشته شده است.

واشنگتن دی سی: موزه اسمیت سونیان هیرشورن و باغ مجسمه. عکس از کوهی اوئدا

صفی از هنردوستان دیوانه اینستاگرام در موزه اسمیت سونیان هیرشورن و باغ مجسمه، بهار امسال برای داغ‌ترین بلیط در واشنگتن دی‌سی گرد هم آمده‌اند. جمع بی‌سابقه ۱۶۰ هزار نفر از بازدیدکنندگان با دوربین و موبایل‌هایشان، برای نقاشی‌های مسحورکننده پلکا دات (طرح نقطه نقطه) و نصب مجموعه کارهای عجیب یائویی کوزاما، نمایشگاه آینه‌های بی‌نهایت در اتاق‌های موزه، در اینجا جمع شده‌اند.

برای تجربه یک سفر عکاسی درخشان در این موزه‌ها، به این نکات مهم نگاهی بیندازید. این ۵ توصیه به شما کمک خواهد کرد تا عکس‌های موزه‌ای خود را هر کجا که بروید، در سطحی جدید و حرفه‌ای بگیرید.

۱. با خودتان یک لنز بیاورید، شاید دو تا

واتیکان: موزه واتیکان. عکس از اوا متلکووا

آتلانتا: موزه های (High Museum). عکس از جنیفر گیلبرتو

بانکوک: مرکز هنر و فرهنگ بانکوک. عکس از گلوریا سالگادو گیزپرت

ژاپن: موزه هنر تشیما، کاگاوا. عکس از هائولانگ سو

همه برای ماجراجویی در یک موزه محلی آماده هستید؟ قبل از برداشتن همه دوربین‌ها و لنزهایتان، به این فکر کنید که چه مقدار از این لوازم را واقعا می‌خواهید حمل کنید. تلاش کنید فقط یک لنز به همراه داشته باشید، شاید هم دو تا، مثلا لنزهای کوچک ۳۵ میلی‌متری یا ۲۴-۷۰ میلی‌متری. نیازی به لنز حجیم ۳۰۰ میلی‌متری در این سفر نیست. قبل از شروع راجع به محدودیت‌های عکس گرفتن در موزه مقصد خود، اطلاعات کسب کنید. در بیشتر موزه‌ها در زمان عکاسی از کارهای هنری نباید از فلاش استفاده کنید. قطعا نمی‌خواهید به خاطر روشن کردن آثار هنری با فلش دوربین‌تان، از شما بخواهند موزه را ترک کنید.

۲. در جستجوی مردم باشید

آمستردام: موزه دولت. عکس از ژولیوس وای

نیویورک سیتی: موزه هنر مرکزی. عکس از آنیا پووازری

استکهلم: موزه مدرن. عکس از آنتونلا اسپالترو

لندن: موزه ملی تاریخ. عکس از جیانز جان

ببینید چگونه بازدیدکنندگان اثر هنری را تماشا یا با آن ارتباط برقرار می‌کنند. هر کسی می‌تواند از یک نقاشی معروف روی دیوار عکس بگیرد، ولی شما دنبال ترکیب‌های هیجان‌‌انگیزتری باشید. با تمرکز کردن بر مردم در صحنه، عکس شما زنده خواهد بود و داستانی برای خودش خواهد ساخت. شما هرگز متوجه نمی‌شوید چه نتیجه جالب یا خنده‌داری نصیب‌تان می‌شود.

۳. از معماری موزه عکاسی کنید

لندن: موزه ملی تاریخ. عکس از ریموند چو

بیشتر بخوانید:

  • ۱۰ توصیه برای عکاسی از غذا
  • عکاسی در مکان های شلوغ: ۵ پیشنهاد برای اجتناب از حضور جمعیت مزاحم در عکس

اسپانیا: موزه علوم پرینسیپ فیلیپ. عکس از آنجیولو مانتی

اسپانیا: بیلبائو، موزه گوگنهایم بیلبائو. عکس از بردا جورکو

نیویورک سیتی: موزه ملی یادبود ۱۱ سپتامبر. عکس از جانا الفتریو

میلواکی: موزه هنر میلواکی. عکس از آنجی مکمونیگال

برخی اوقات ساختمان‌های میزبان کارهای هنری می‌توانند خودشان آثار هنری جالبی باشند. قبل از داخل شدن به موزه، در مورد طراحی ساختمان آن، مطالعه کنید. یک دریچه جالب پیدا کنید و سعی کنید هویت ساختاری آن را به تصویر بکشید. برای این کار ممکن است نیاز باشد روی زمین بنشینید یا از آن طرف خیابان عکاسی کنید. آن قدر تلاش کنید تا بتوانید عکسی راضی‌کننده بگیرید.

۴. حواس‌تان به نور باشد

هند: جدهپور، موزه ماندور. عکس از دیوید تاگارت

پاریس: موزه اورسای. عکس از رادو میهای ایانی

آلمان: کلن، موزه کلومبا. عکس از فابیو باریلاری

نیویورک سیتی: موزه هنر مرکزی. عکس از وای کینگ

موزه ناشناس. عکس از فابریک نوئل

نمایشگاه‌های هنری همیشه تنظیمات عالی به همراه نورپردازی زیبا دارند، گاهی پنجره‌های بزرگ با نور طبیعی و گاهی نورهای از بالا. خوب توجه کنید. دقت کنید نور چگونه به اثر هنری می‌تابد، سپس عکس‌های بی‌نظیر بگیرید.

۵. از هنر عکس نگیرید

پاریس: موزه لوور. عکس از چارلی لاتست

مطمئنا، همه افراد برای این به موزه می‌روند تا با دیدن آثار هنری خارق‌العاده، شگفت‌زده شوند یا از آن‌ها الهام بگیرند. فقط از خود مجسمه‌ها یا نقاشی‌ها عکس نگیرید. اتفاق در حال رخ دادن جالبی در اتاق پیدا و آن را به قاب عکس خود اضافه کنید. شما می‌توانید همیشه در گوگل عکس مونا لیزا را جستجو کنید، چیزی را خلق کنید که منحصر به آن لحظه و شما باشد.

نوشته شده در1